تبليغاتX
خودِ خودِ من
یکشنبه 1388/01/30
...
سردرگمم

خسته

كلافه

 انبوهي از نگراني

از اين همه دور انديشي

شايد...

با حال از دست رفته

و تظاهر به بودن حال!!!

چندي است

در فرصت كلبه استراحت

ماندگارم

راهي مطمئن را دنبال!

از اين سكون

به دنبال مقصدي تنها

محكمه اي با خويشتن

اي دور!!

نزديكتر بيا

پي نوشت 1: نميدونم چرا الان اينجا نوشتم با وجود اينكه هنوزم معتقدم يه مرداب اصيل شده و به يه جاي جديد احتياج دارم.

پي نوشت 2:تصميمم برا دوباره نوشتن جديه ! تا يكي ديگه راه بيفته شايد اينجا گذاشتمشون، شايد!!!

پي نوشت 3: خسته ام از اين همه دورانديشي نزديكتر بيا

 

نوشته شده توسط خودم در 1:32 قبل از ظهر | |