شنبه 1384/12/06
بی حس
چه احساس بدیه؟!
حس مُردن
، همیشه آدم هایی رو میدیدم که دارن نفس می کشن اما مردن ، لحظه های با ارزش زندگیشون رو که شاید تک تکِ دقایقشه درک نمی کنن ، روز هاشون حتی نفس کشیدن هاشون هم یکنواخت شده
اما حالا
همیشه ازش میخوام تا لحظه ای که نفس می کشم کمکم کنه زنده باشم و زندگی کنم
...
خسته ام ، اما از چی
،...
داره مثل مرداب میشه ، هرچی کهنه تر بهتر
نوشته شده توسط خودم در 1:23 بعد از ظهر | |
